مردی درشب والنتین
سال هائی چند
هرسال
درشبی مثل امشب
مردی می آمد
با هدایائی دردست
برای دخترانی که او
لایق ترین شان می دانست به عاشقی
هرسال
درهرشرایطی بی آن که بخواهند ازاو
می آمد.
امسال اما
فرق می کند با همیشه
آن ها همه به باورهای محکم خویش رسیده اند
ودیگر هیچ نیازی به حضورآن مرد نیست.
او
هرسال درچنین شبی
به یاد کسانی بود
که امسال
آن ها هیچ یادی نکردند
ازاو.
گله ای نیست
که میان تفکراو وتفکرآن ها
فاصله ای ست
بسیار.
همان طورکه میان خود او
وآن ها
فاصله ای ست
بسیاربیشتراز
بسیار.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22:51 توسط سعیدصارمی
|