كلام نامطلوب:
باشما هستم!
شما كه پاسخ ساده سوألم
كه يك كلمه است «آري» يا «نه» را
نمي دهيد.
ازياد برده ايد
سروده هايم را
نوشته هاي بسيارم را
مي دانم.
خواستيد كه ازياد ببريد
خواستيد دوري وجدائي تان را
ورسيديد
به خواسته خويش.
اما آن قدرتلاش كرديد
آن قدر سعي بيش ازحد نموده ايد
درجدائي
كه ديگر حق شناسي راهم
ازياد برده ايد.
حافظه تان را پاك نموده ايد
وهيچ به ياد نمي آوريد
ديروزخويش را.
حرفي نيست
انسان ها آزادند
دررفتار وپنداروگفتارخويش.
خطا وصوابش را
خودشان مي دانند
نه ديگري.
خطا،
حق همه انسان هاست
به اين شرط كه
پاي خطاي خويش بمانند
وبپذيرند آن را.
بايد خطا كرد
اما جواب خطا ي امروز را
كه فردا مي رسد راهم
بايد پذيرفت.
براي من رسيده است
آن لحظه تلخ اعتراف
به خطا
وبايد بگويم كلام نامطلوب را
ومي گويم كه چاره اي به جزگفتن ندارم
امروزرا باورنداشتم
اما رسيده است وخويش را
دررسيدنش بي تقصير مي دانم
هرچه هست
دست تقدير است.
پس مي گويم
كه براي تمام سروده هايم
به خاطر تمام نوشته هايم
كه شمارا
هديه نموده ام
«متأسفم»
تلخي اين لحظه را
هرگزازياد نمي برم
اميدوارم شماهم درياد داشته باشيد
امروزرا.
فردا،
كه بي ترديد مي رسد
روزي ست كه من
نمي پذيرم ازشما
كلامي را.
بهتر است شما هرگز
اين كلام نامطلوب را
نگوئيد به من
فردا