حسین(ع)
حسین (ع) ابن علی(ع)خون خدا بود
عزیز و نور چشم مصطفی(ص)بود
ابرمردی چنان بود اوکه روحش
جداازهرچه بند بود ورها بود
نبود اواهل بیعت با ستمگر
که ازظلم وستم جانش جدا بود
سرتسلیم فرود آورد اگراو
همیشه پیش فرمان خدا بود
واین آزادگی ،ظلمت ستیزی
که باروحش عجین تا انتها بود
ندارد جای حیرت چون که اورا
پدر کس چون علی(ع)مرتضی بود
ومردی این چنین بود آن کسی که
حماسه سازدشت کربلا بود
نه جنگیداو برای کسب قدرت
نه اور ادرسر این اندیشه ها بود
نمودند دعوت اورا مردمانی
که آنان را نه لطف ونه وفا بود
وتنهای اش رها کردند و اوماند
واندوهی که درقلبش به پا بود
سر آخر بسته شد آب هم به رویش
به روی او که جدّش مصطفی (ص) بود
براد ررا فرستاد از پی آب
همان که هم رهش تا هرکجا بود
برادربرنگشت اّما، چراکه
به خون غلطیده او ازنیزه هابود
وآمد عاقبت روزی که درآن
سراوازبدن درآن جدا بود
همان روزی که می گویند دو خورشید
درون آسمان نینوا بود
همان روزی که آغاز حضورش
درون خاطر ودرقلب ما بود
کسی را قدرت وصف حسین (ع)نیست
که بسیاربرترازتوصیف ما بود
سرودن ازحسین (ع)سازد سعیدم
که مظلوم مرد دشت کربلا بود
3/10/1388