پایان دوران سرد:
می رسد پایان این دوران سرد
نیست باما سوز وسرما درنبرد
می دهد پایان به این سرما بهار
می رود سرما وهرظلمی که کرد
چون بهارآید دگرخاکستری
نیست رنگ روزگاران یا که زرد
می نشیند بردرختان برگ سبز
می رود ازجان شان خشکی ودرد
باردیگر زنده می سازد بهار
هر چه مرگش را زمستان هدیه کرد
ای خوشا آن که به سرما تن نداد
آن که قلبش را زمستانی نکرد
ای خوشا آن کس که درسینه دلی
دارد هم رنگ بهار از زن ومرد
ای سعید ازسینه ماتم را بران
می رسد پایان این دوران سرد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:16 توسط سعیدصارمی
|