حلقه های یک زنجیر
تقصیر ازتو نیست
تو تنها یک حلقه ای اززنجیر
که تقدیر
بافته است برای من
تو سهم خویش را انجام می دهی
ومن حالا فکرمی کنم
به حلقه بعدی این زنجیر
کیست؟
کجاست؟
کی می آید؟
وچه گونه انجام می دهد سهم خویش را
برای من؟
حلقه های زنجیر
هرکدام می آیند
همراه می شوند
با من
وچندی که گذشت
خنجرنامهربانی را
درقلب من فرو برده و بعد
می روند.
سهم تو به پایان رسیده است
حالا
نوبت دیگری ست.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۳۸۹ ساعت 11:14 توسط سعیدصارمی
|