انتظار بیهوده
چه بیهوده انتظار می کشم خواندنت را
وقتی که می بینم
ترس راکه بی داد می کند
دروجود تو
ازخواندن واژه های من.
چه بیهوده گمان می کنم
که تو
همان هستی که بودی،
قرن ها پیش ازاین.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ ساعت 1:9 توسط سعیدصارمی
|