بی وفائی ها وادراک
آن قدر بی وفائی از روزگار دیده ام
که بی وفائی از این گونه که تو داری
بازی کودکانه ایست
در پیش چشم های من
با این همه اگر این سوال در ذهن تو
نقش بسته است
که چرا با این همه بی وفائی ها
سخن می گویم برای آسایش فردا
پاسخم این است که ای هم چون تمام بی وفایان روزگار
برده از یاد خویش دیروز وهر چه بودرا!
من،
نه راهم راه شماست
نه فکرم،نه دیانتم
من هنوزهم دیروز مهربانی تورا
به یاد دارم
امروز بی سلا م شده ایداگر
سلام دیروزتان را
جواب می دهم
افسوس که حفظ حریم حرمت ها را
چیزی ازشما ستانده است
که شرم دارم ازبه ربان راندنش
افسوس
ودیگراین که می دانم چیست دلیل تو
برای بی وفائی و درک می کنم
آن دلیل کودکانه را
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 17:53 توسط سعیدصارمی
|