چه بگویم
چه بگویم آسمان را ، که نریزد آبرویم
که نماید او همیشه ، به خلاف آن چه گویم
نه بباردم زمانی ، که به تشنگی اسیرم
نه بتابدم زمانی ، که منش به جستجویم
نه کنم از او شکایت ، که چرا مرا چنین است
که برای هر که چون من ، که سرای او زمین است
بوده این چنین همیشه ازهمان شروع خلقت
وبرای نوع انسان تا همیشه او،همین است
نه خلاف وعده کرده است ، که کنم از او شکایت
نه تعهد او نموده است ، که بجویدم رضایت
که همیشه آن نماید ، که فلک مقدرش کرد
چه بگویمش که او نیز ، کند از فلک شکایت
چاره ای ندارد انسان ، به جز آن که تن سپارد
به هر آنچه خوب یا بد ، که از آسمان ببارد
چه بگویم آسمان را ، که ندارد اعتنائی
نه به آن که شادمان است نه به آن که غصه دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 19:7 توسط سعیدصارمی
|