یک هفته دیگر
زمان را بگو قدم آهسته بردارد
روزها را بگو درنگ کنند
بگو ساعت بماند ازکاربی امان
بگو یک هفته تبدیل شود به نمی دانم چند سال
من ازیک هفته دیگر
سخت بی زارم ای دوست!
من ازنبودن تو
من ازحذف همدلی ازلحظات زندگی ام
بی زارم ای دوست!
درست است که آسایش تو آرامش خاطر من است
اما
غیبت تو
عدم حضوردوست درمیان این همه دشمن
به راستی سخت است
همین است که من
بی زارم ازیک هفته دیگرای دوست
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 9:7 توسط سعیدصارمی
|