تلافی:
نمی دانم چطورخسته نمی شوید
ازاهانت بی وقفه به من؟
نمی گویم چرا؟
که می دانم چقدرشرم آوراست
دلیل تان برای این کار.
اما،
این گونه خسته گی ناپذیرومدام
که اهانت می کنید به من
واقعاً حیرت آوراست.
نمی توانم فرض کنم نمی دانید
نمی توانم فریب بدهم خودم را
که می دانم آن چه انجام می دهید
همه ازروی حساب است
نشسته اید و با خرد های ناب خویش تصمیم گرفته اید
که رفتارتان چه گونه باشد
وحیرت آوراست
که شرم را
چه گونه ازیاد بردید.
من بازهم چاره ای ندارم
به جز این که بخواهم از شما
که امروزرا فراموش نکنید
که فردا
دهان به اعتراض نگشاید
دیروز را که ازیاد بردید
من سکوت کردم
امروز را اگر فراموش کنید
فردا،
نه با سکوت
که تلافی می کنم
با فریاد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 16:5 توسط سعیدصارمی
|