شادمانی وعبرت:
خوش حال هستید
مگر نه؟
خوش حالی تان را می بینم
سر بلندید وپر غرور
وسرشار از احساس
خوش پیروزی.
من هم یاری تان می کنم
که با هرباردیدارمن
نشان می دهم به شما
که چقدرفاصله ام بیشترشده است
ازشما.
چه عیبی دارد؟
شما مرا نمی شناختید
خودم که می دانم
کسی نیستم که جائی بمانم به زور
خودم که می دانم
بارها وبارها
ازکسانی کرده ام عبور.
پس بگذار لا اقل
شادمانی شمارا فراهم آورده باشم.
هرچند که بی سبب اندوهگین ووحشت زده بودید
ازحضورمن.
کاش درکناراین شادمانی
عبرت هم گرفته باشید
وحکایت من را همیشه در خویش
تکرارکنید
تا روزی مثل من
خسته
سرخورده ومأیوس
ودل بریده ازهمه نباشید
وبدانید که خطائی ست بزرگ
که سخن بگوئی کودکان را
ازآن چه
فراتراست از
قدرت ادراک شان.●
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 0:38 توسط سعیدصارمی
|